چاغنامه
کاش گریه و خنده بود... زندگی
بیچاره من که دل به گل دادم و خار، شدم بیچاره من که دل به زمان دادم و خار،شدم هنوز هم بوی دوستی و رفاقتی می دهی بیچاره من که دل به جان دادم و خار، شدم من که به هستی ندادم تن و جانی عمری بیچاره من که دل به گمان دادم و خار، شدم ساقیا بیادت سوخت شمع و پروانه ام همی بیچاره من که دل به سامان دادم و خار، شدم
| Design By : Night Skin |


