چاغنامه
کاش گریه و خنده بود... زندگی
ز بهر چه به نوای تو مهمان، نمی شوم ز بهر چه به خدای تو مهمان، نمی شوم این همه دربدر پی تو دویدن مرا چه سودی ز بهر چه به صفای تو مهمان، نمی شوم چه سری ست در این حکمت نهانی ندانمی ز بهر چه به نجوای تو مهمان ، نمی شوم ساقیا سر می نگه داریم و افشا نکنیم دمی ز بهر چه به خماری تو مهمان، نمی شوم
نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت
12:3 توسط محمد باقر وثوقی| |
| Design By : Night Skin |


