چاغنامه
کاش گریه و خنده بود... زندگی
در پشت لحظه های تنهایی عکس تو قاب ،دل شده در پشت نغمه های ماندنی عکس تو قاب، دل شده پر می زند مرغ دلم به کویت تا بار دگر بیند ترا در پشت نامه های سو ختنی عکس تو قاب ،دل شده نیستی که آخر فریادم را برات ترانه کنم که ما را در پشت پنجره های انتظاری عکس تو قاب، دل شده ساقیا پیمانه ام لبریز عشق جدایی مکن که مرا در پشت میخانه های هستی عکس تو قاب ، دل شده چندی دل خود به اغیار تمنا،کنی چندی گل خود به اغیار جفا،کنی نیست گلستان دلم هیچ بی تو صفایی چندی دل خود به اغیار خدا ، کنی هست در عرصه عشق و عاشقی آوایی چندی گل خود به اغیار اهدا، کنی ساقیا گلی ز گلستان خود نچیدم و گذشتی چندی دل خود به اغیار هویدا ، کنی به شوق دیدنت زلف سیاهم سپید، گشت به شوق و صالت نگاهم سفید، گشت لحظه با تو بودنم را به این و آنی ندهم نازنینم به شوق رسیدنت خیالم خشنود ،گشت ندیده خوبروی چو تو در هیچ منای ابراهیم دلم به شوق بودنت چشمانم خرسند، گشت ساقیا عشق را درس دگری ز عاشقی آموختنم به شوق ماندنت پیمانه ام خرامید ، گشت در بود و نه بودم همه سایه خیال، تو بود در شد و نه شدم همه ترانه وصال، تو بود تا نظرم به تو فتاد سوخت رو ح و جانم که من در سود و نه سودم همه نغمه زلال ،تو بود برون ز خود چو مجنون پی لیلی دویدم که من در رسید و نه رسیدم همه آیه کمال ، تو بود ساقیا مرا تا عمر ی ده باده و کن مستم که من در خود و نه خو دم همه خمخانه جلال، تو بود زهجر گل دل و جانم ریش ریش، شد زسبوی گل و جانم دل خیش خیش،شد ناله من ز دروی گل ز گلستان بود دریغا زنیستی گل و جانم دل چین چین، شد دیدم عمری بار گران و زحمت زباغبان را زهستی گل و جانم دل نیش نیش، شد ساقیا غنمیت دان جدای گل زگلستان را زمستی گل دل و جانم سنین سنین، شد سهم من از دیدنت ترانه لبخند بود، دریغا سهم من از بود نت شاخه طو بایی بود، دریغا یادبادآن ایام خوش خاطره باتو بودنم یاد بادیت سهم من از نگاهت سرمه چشمی بود، دریغا پرده از سرنهانی برداراین است رسم عاشقانت سهم من از سرودنت نغمه گشادنی بود، دریغا ساقیا چو غم دیروز و امروز خوری که میگسارانت سهم من از میخانه ات نامه سپردنی بود، دریغا
| Design By : Night Skin |


